{{weatherData.name}} {{weatherData.weather.main}} C {{weatherData.main.temp}}
|

مهران احمدی متولد 1352 در تهران می باشد.مهران احمدی در کودکی به نیشابور کوچ کرده و در نوجوانی دوباره به زادگاهش تهران برگشته است.  مهران احمدی در سال ۷۳ وارد دانشگاه آزاد و در رشته تئاتر در رشته بازیگری فارغ‌التحصیل شد. مهران احمدی سینمایی خود را در سال ۱۳۸۵ با بازی در فیلم «آدم» آغاز کرد.

 

قسمتی از گفتگو با مهران احمدی

تصویر مهران احمدی برای بسیاری از ما با تصویر آدم های فقیر، بیچاره، بدبخت و خلافکار پیوند خورده و این مساله در سریال های اخیر او در تلویزیون نمود بیشتری داشته است. این حضور مستمر و نقش هایی با بن مایه های مشترک و اجراهای متنوع بهانه ای شد برای شنیدن حرف های بازیگری که حرفه اش را بسیار جدی گرفته و بازی کردن در آثار خوب تلویزیونی را ارزشمند می داند، چرا که به اعتقاد او تلویزیون باید هر روز رشد داشته باشد و سریال های بهتر و بهتر بسازد تا آنجا که هیچ کسی رغبتی به دیدن سریال های ماهواره ای نداشته باشد.

 

کارتان را در سیمای خانواده همراه سعید دولت و فرشید نوابی شروع کردید. شروع کارتان چندان چشمگیر نبود، از تلویزیون به سینما راه پیدا کردید و جایگاهتان را در سینما تثبیت کردید و بعد از آن دوباره با آثاری مانند پایتخت، مهرآباد و آوای باران به تلویزیون بازگشتید. در این مسیر چه اتفاقی افتاد که این قدر رشد داشتید؟ دوپینگ کردید!

مهران احمدی: آثاری که به آنها اشاره کردید، کارهایی بوده که از سر ناچاری در آنها بازی کردم و برایش دلیل روشنی داشتم؛ در واقع من دانشجوی تئاتر و بازیگری بودم، مسائل و مشکلاتی در خانواده برایم ایجاد شد، از جمله این که پدرم فوت کرد و دست به گریبان مشکل پرداخت شهریه دانشگاه و مخارجم بودم. همه اینها باعث شد خیلی راجع به کاری که بازی می کنم، فکر نکنم. بعد از مدتی وقتی اوضاع سر و سامان گرفت و بهتر شد، تصمیم گرفتم دیگر بازی نکنم، حتی به این قیمت که برای همیشه شغل بازیگری را از دست بدهم یا فراموش بشوم. به نظرم فراموش شدن بهتر از این است که آدم در نقشی بازی کند که اصلاآن را دوست ندارد و حائز هیچ ویژگی خاصی هم نباشد.   

مهران احمدی در کودکی به نیشابور کوچ کرده و در نوجوانی دوباره به زادگاهش تهران برگشته است

 

من درباره نوع کارهایی که بازی کردید صحبت نمی کنم. جنس بازی شما هم در آن زمان چندان قابل دفاع نبود.

مهران احمدی: بله و همه اش به این مربوط است که حالامهران احمدی تجربه بیشتری به دست آورده است. آن زمان مشغول تحصیل در زمینه بازیگری و هنوز در ابتدای راه بودم. بعد از آن بود که به مرور در کوران تحصیلات و تجریه تکنیک ها و تاکتیک های بازیگری قرار گرفتم و رو به جلو حرکت کردم. ضمن این که وقتی بازیگری از تئاتر وارد دنیای رسانه ای مانند تلویزیون یا سینما می شود، بخوبی قاب را نمی شناسد و کم کم در این باره مجرب می شود. من به ضعف شدید کارم در آن دوران واقف هستم و حرف شما را کاملاقبول دارم.

برداشت من از حرف های شما این است که چند مولفه مختلف دست به دست هم داد تا شیب رشدتان صعودی باشد. احتمالاهمزمان تحصیلاتتان را به اتمام رساندید، تجربه های بیشتری کسب کردید و در زندگی خصوصی به شرایط تثبیت شده ای رسیدید!

بله. به شرایطی رسیدم که خیالم راحت تر بود، فکرم هزار جا نبود، تمرکز بیشتری روی بازیگری داشتم و می توانستم به نقشی که برعهده می گیرم فکر کنم. بله، حق با شماست.

ولی این قدر در این کار پیش رفته اید که دارید به خودتان صدمه می زنید.

منظورتان را نمی فهمم.

در سریال پایتخت با چشمان لوچ ظاهر می شوید، در سریال آوای باران تمام مدت یک چشمتان نیمه باز است و زیر لب بالاهم چیزی گذاشته اید که حتما نگاه داشتن اش سخت و آزاردهنده است. چطور شد این شیوه را در پیش گرفتید؟

مهران احمدی:من به این شیوه بازی نمی کنم، بلکه بازیگری را این طور می بینم. بازیگری از نظر من طراحی و اجرای یک شخصیت قابل باور است. ما حق نداریم متن را بخوانیم و برویم جلوی دوربین؛ باید قبل از اجرا شخصیت را طراحی کنیم که می تواند یک ماه یا دو ماه باشد و باید بروی درباره یک نقش تحقیق کنی، برای هر رفتار و کنشی که از شخصیت سر می زند طراحی داشته باشی، بی خود و بی جهت نمی توان پیش رفت و به نتیجه رسید.

درباره رفتارهای ریز و درشت هر نقشی که بازی کرده ام، برنامه داشتم و هر کدام را که بپرسید علت اجرای آنها را برایتان توضیح می دهم. ممکن است برخی جاها رفتاری را درست اجرا نکرده باشم، یا در عمل موفق نبوده باشم، اما دلیل کنش ها و واکنش ها را می دانم. اصلابه دلیل همین چیزهاست که بازیگری یکی از سخت ترین مشاغل دنیا محسوب می شود، وگرنه اگر قرار باشد مهران احمدی مدام خودش را جلوی دوربین تکرار کند یا فقط به جای دیگران حرف بزند، اسمش بازیگر نیست.

البته خیلی ها این کار را می کنند و اتفاقا کار راحت تر همین است. خیلی ساده است که آدم در هر نقشی مثل خودش بخندد، گریه کند، حرف بزند، عاشق شود و... اما من بازیگر حق ندارم مثلادر نقش شکیب به جای خودم باشم یا یک نقش کلیشه ای و تکراری ارائه کنم که بارها و بارها و بارها مردم در سینما و تلویزیون آنها را از من دیده اند. این چه هنری است؟! این چه مزیتی برای آدمی دارد که اسم خودش را بازیگر گذاشته است؟!  

 

آنچه دیگران میخوانند
آنچه دیگران میخوانند

ارسال نظر